محمود سامانى
29
مناسبات ايرانيان با حجاز در دوره هاى مختلف تاريخ اسلامى ( فارسى )
اعتقاد برخى جغرافىنويسان ، مردم در آن دوره از مرزهاى قومس ( دامغان فعلى ) تا طراز در آسياى مركزى نزديك اسبيجاب را خراسان مىناميدند و گاهى سيستان را نيز جزو آن مىشمردند . « 1 » حدود خراسان ، از شمال شرقى به ماوراءالنهر ، از شمال به خوارزم و بلاد غز ( تركستان ) ختم مىشد و مهمترين شهرهايش ، مرو ، بلخ ، كوهستان ، طوس ، هرات ، پوشنگ و بادغيس بود . « 2 » يعقوبى نيز همه سرزمينهاى تحت سلطه ساسانيان را نام برده و محدوده قلمروى ايشان را آورده است كه در سمت شرق ، شامل برخى شهرهاى ماوراءالنهر مىشود . « 3 » به نظر مىرسد با اندكى تسامح مىتوان قلمرو جغرافيايى اين دولت را هنگام ظهور اسلام تعيين كرد و آن ، عبارت است از فلات ايران كه از سمت شرق به جلگههاى سند و پنجاب در پاكستان امروزى و از سمت غرب به جلگه بينالنهرين در عراق امروزى و از سمت شمال به درياى مازندران و از جنوب به خليج فارس منتهى مىشد . البته سمت شرق و غرب درياى مازندان ، يعنى تركمنستان امروزى و برخى مناطق مجاور آن و قسمتهايى از ماوراءالنهر در شرق درياى خزر و منطقه قفقاز ( گرجستان ، آذربايجان و ارمنستان ) در غرب درياى مازندران ، در محدوده قلمرو ساسانى بود . پس از ظهور اسلام و گسترش فتوحات ، بيشتر قسمتهاى ايران در دهههاى دوم و سوم هجرى به دست عرب مسلمان فتح شد . از اين دوران به بعد تا حدود دو قرن ، عربها ايران را از طريق دو شهر تازهتأسيس كوفه و بصره اداره مىكردند . در تحقيق حاضر ، مقصود از ايرانيان ، كسانى هستند كه در محدوده جغرافيايى ياد شده ساكن بودهاند .
--> ( 1 ) . احسن التقاسيم ، صص 279 و 280 ؛ معجم البلدان ، ج 4 ، ص 27 . ( 2 ) . صورة الارض ، ص 199 . ( 3 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، صص 153 و 154 .